قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3023

تاريخ الفي ( فارسى )

سال پانصد و بيست و دويم هجرى اعور « 1 » چينى با لشكرى كه زياده از مور و ملخ تواند بود به قصد تسخير كاشغر آمد . و والى آنجا خان‌احمد بن حسن چون از توجّه اعورچينى خبر يافت ، او نيز لشكرى جمع آورده متوجّه قتال او شد . و چون هردو طايفه در حدود كاشغر به‌هم رسيدند ، نايرهء قتال و جدال بالا گرفت . خان‌احمد غالب آمده و اعور چينى بعد از كشته شدن اكثر سپاهش روى از معركه تافته بگريخت . و چون به دار السّلطنهء خود رسيد از غصّه بمرد و به جاى او گور خان « 2 » حاكم ولايت چين شد - و كور به‌اصطلاح اهل چين لقب پادشاه بزرگ مىباشد چنانچه در تركان خان ، در روم قيصر ، و در عجم شاه . و ارسلان خان در ايّام حكومت خود هميشه دوازده هزار خرگاه قارغلى را در سرحدّ ولايت خود نگاه مىداشت تا ايشان ملوك چين را از دخول در ولايت تركستان مانع شده نگذارند كه كسى را از ايشان به جانب ولايت تركستان تواند آمد . و بعد از چندگاه ارسلان خان بر آن جماعت غضب فرموده جماعتى را بر ايشان موكّل گردانيد كه ايشان را نگذارند كه به زبان خود صحبت دارند ؛ چه ، اين معنى موجب كسر ايشان مىشود . آن جماعت از آن جهت بسيار آزرده‌خاطر بودند . امّا چون جاى گريز نداشتند بالضّروره به هرنوعى كه بود [ روزگار ] مىگذرانيدند . تاآنكه در اين اثنا قافله‌اى عظيم از سوداگران تركستان و خطاييان و ساير بلاد به آن سرحدّ رسيدند . و چون آن جماعت به‌واسطهء مفارقت اهل و عيال خود بسيار به تنگ آمده بودند ، با يكديگر اتّفاق نموده بر سر آن قافله ريخته تمامى اموال و اسباب ايشان را غارت نمودند و ايشان را گفتند كه « اگر شما ميل اسباب و اموال خود را داريد بايد كه يك جايى به ما نشان دهيد كه آن مقدار آب و علف داشته باشد ( كه ما تمامى را كفايت كند ) « 3 » تا ما تمامى اموال و اسباب شما را بازگردانيم . سوداگران چون اين فصل شنيدند گفتند كه « اين طور جايى كه به كثرت آب و علف مشهور است و ده برابر شما را گنجايش دارد ولايت بلاساغون تركستان است . » بنابراين ، تركان اموال و اسباب سوداگران بازداده موكّلان خود را بند كرده خود به جانب بلاساغون رفتند . امّا هميشه از ارسلان خان خوف داشتند . تاآنكه گور خان چينى نيز با ايشان متفق شده در مقام نزاع و خصومت والى ماوراء النهر شد . در اين اثنا ، ارسلان خان ، چنانچه مذكور شد ، وفات يافت و حسن تكين كه بعد از وى حاكم ماوراء النهر شده بود ، فوت شد و حكومت آن ولايت به خاقان محمود قرار گرفت . در اين وقت گور خان [ 72 الف ] با لشكرى انبوه از خطاييان و تركان متوجّه ولايت خاقان شد و

--> ( 1 ) . هرسه نسخه : اعور جبين . ( 2 ) . لقب پادشاهان قراختاى ماوراء النهر . ( 3 ) . مطلب بين ( ) از اضافات « م » است .